حسن حسين زاده شانه چى

29

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

شيعيان از امر امامت ، آن را به برخى وكيلان « 1 » خود كه در ديگر شهرها با شيعيان در تماس بودند گوشزد مىنمود . « 2 » آگاهى دادن و هشدار به وكيلان امام ، كه در شهرهاى دور و نزديك رابط مردم با امام بودند ، اقدامى مدبّرانه در جهت ايجاد زمينه مناسب براى اين امر بود ، زيرا افزون بر اين‌كه ايشان به‌عنوان عوامل اجرايى امام در شهرها نسبت به وظيفه و موضع‌گيرى خود پس از امام يازدهم و آغاز غيبت آگاه مىشدند ، درمىيافتند كه در اين دوران چگونه بايد پاسخ‌گوى مردم باشند و چگونه در راستاى ايجاد آگاهى عمومى نسبت به مسألهء غيبت در جامعه شيعه عمل كنند و اين همان هدف نهايى و اساسى بود كه امامان عليهم السّلام از طرح و بيان مسأله غيبت در نظر داشتند و به‌طور عملى نيز اقداماتى در اين جهت صورت مىدادند . در سخنان امامان عليهم السّلام مسألهء غيبت ، اساسا به‌عنوان يك سنت الهى مطرح شده كه در امت‌هاى پيشين و انبياى گذشته و اوصياى ايشان معمول بوده است . در اين بيانات بر اين نكته تأكيد شده كه پيامبران الهى نيز در برهه‌هايى از دوران نبوّتشان ، بنا به عللى از انظار مردم و از ميان جامعه غايب مىشدند . از جمله پيامبرانى كه در اين روايات به غيبت آن‌ها اشاره شده حضرت صالح است . بنا به اين روايات ، وى در سن پيرى از ميان قومش غايب شد و غيبتش به طول انجاميد ، به‌طورى كه چون به ميان قومش بازگشت او را نمىشناختند . « 3 » موسى عليه السّلام نيز

--> ( 1 ) . با توسعه مرزهاى اسلام و گسترش تشيع در شهرها و بلاد مختلف از اواسط قرن دوم هجرى امامان در شهرها و نواحى مختلف از ميان شيعيان مورد اعتماد ، كسانى را به‌عنوان وكيل خويش تعيين مىنمودند كه وظيفه آنان برقرارى ارتباط ميان امامان با شيعيانى بود كه در نواحى دور ، امكان دسترسى به امام و حضور نزد ايشان را نداشتند . آنان نامه‌ها ، اموال اهدايى و وجوهات شرعى شيعيان را به نزد امامان آورده و پاسخ سؤالات و مشكلات دينىشان را از ائمه گرفته و به آنان مىرسانيدند . براى اطلاع بيشتر ر . ك : جبارى ، محمد رضا ، سازمان وكالت . ( 2 ) . ر . ك : صدوق ، همان ، ص 384 . ( 3 ) . همان ، ص 136 .